بعد از ان الزایمر گرفتم
چیزی نیست
فقط از این به بعد به الکل میگویم مستم کن و
به جام میگویم ببوس
بعد از ان هم زیاد یادم نیست اما انگار مرا باز در اغوش داری...
چیزی نیست
فقط از این به بعد به الکل میگویم مستم کن و
به جام میگویم ببوس
بعد از ان هم زیاد یادم نیست اما انگار مرا باز در اغوش داری...
در خود شوُ پیدا نشو
ماهی این دریا نشو
اب روانی در سراب
ایینه دنیا نشو...
+هیشکی جز خودت نمیتونه کمکت کنه پاشو دختر
-کجایی؟
+هیچ کجا
*میخواستم از جهنم پلاسکو بنویسم ولی اتش قلبم تذکر داد ننویس هرطور بنویسی کم است... به ناچار سکوت
خوب لازم میدونم بگم
"بخورید و بیاشامید ولی استوری نکنید"
+ایش
در زلف تو ای یار
زنی با باد می رقصد
و باد به سودای ان پری
معرکه ای دارد با گیسوانت..
خواب به چشمانم نیامد ؛امدی اما تو
از خواب واجب تر تویی برای حیات...
تمام شد اما تمام نشد...
+پیشنهاد لافکادیو عزیز خیلی وسوسه کننده س ولی صد حیف
که فعلا زمان این کار رو ندارم😞
نوشته بودم
"بعد از شناختنت ؛اگر بگویند بین تو و سرطان یکی را انتخاب کن
من از شیمی درمانی ترسی ندارم"
تو نوشتی شیمی درمانی ترسی نداره
ننوشتم اما در دلم گفتم شیمی درمانی برای کسی که سرطان را
انتخاب نکرده ترسی ندارد اما برای من دارد چون انتخابش کردم
برای یک بیمار،میشود راه نجات
اما برای منِ بیمارِ تو میشود راه بازگشت بیماری...
دلگیرم
دل گیرم از همه
دلگیری از من و
اما دلت هنوز هم گیر دیگری است..